|
مگه فرقی هم می کنه ؟! روزی بوده مثل بقیه روزا ، مثل ده ده ، مثل یازده ده ، دوازده ده ، مثل هر روز دیگه ای !!!
حالا چارتا آدم ریختن بیرون ، نمیگم به خاطر کیک و ساندیس اما به زور اخراج از اداره و مدرسه و به خاطر حقوق و مزایا که بوده ... / اصلاً اینارو بی خیال / فوق فوقش یه روزیه مثل 22 بهمن و روز قدس و ... که یه سری بچه بسیجی و امت همیشه در صحنه برای کوبیدن مشت محکمی بر دهان استکبار و تجدید بیعت با آرمان های انقلاب ریختن توی خیابون و شعار دادن دیگه / هان ؟! چیه !؟ / اصن تو بگو مینم حرف حسابت چیه !؟ البته اگه داشته باشی !!!
سلام
کجا بودیم !؟ آهان ! نُه دی / اصن بذار از اول شروع کنم .
قبل انتخابات یادته چقدر باحال بود ؟! هرکی یه جوری تبلیغ می کرد ، یکی ماشینشو ستاد کرده بود ، یکی مغازه شو ، یکی با پیامک تبلیغ می کرد ، یکی وبلاگ زده بود ، یه سری ریخته بودن توی خیابونا ، یادته چه خوب بود ؟! همه کنار همدیگه ، فرقیم نداشت طرفدار کی هستی ؟ کسی با کسی دعوایی نداشت ! بحث می کردیم ، داد و بیداد می کردیم اما دوست بودیم . اینجا هم نوشته بودم از خاطره اون شبا !!
بعدشم که انتخابات شد و چه انتخاباتی !!! هرکی که فکر می کنی اومده بود ! چهل میلیون ! ( بخون چهـــــــــــــــــــــــــــــــل میلیــــــــــون!) / کم نیستا !
یادمه شبش کنار مسجد محل وایستاده بودیم ببینیم نتیجه چی میشه ؟! یه سری پشت در مسجد التماس می کردن تو رو خدا بذارین ما هم بریم رأی بدیم ؟ بابا صبح تا حالا وقت نکردیم خب !
پیش بینی ها درست دراومد ، مثل همه ی دوره های قبل کسی رأی آورد که دوره ی قبل هم رئیس جمهور بود. یادمه اینو همون شب انتخابات فهمیدیم ! وقتی خبر رأی ها رو شهرای مختلف بهمون می گرفتیم.( می دونین دیگه / بچه های بالا و ... )
همه چی خوب پیش رفته بود ، نه برای اینکه اونی که طرفدارش بودیم رأی آورده بود ( یه کوچولو چرا البته ) ، بیشتر به خاطر اینکه یه رکوردشکنی اتفاق افتاده بود و کلی حال دشمنا گرفته شده بود ، چهل میلیون ! ( بخون چهـــــــــــــــــــــــــــــــل میلیــــــــــون!) / کم نیستا !
همه چی خوب پیش رفته بود ، نه برای اینکه اونی ... ( نه ، اینو گفتم یه بار)
همه چی داشت خوب پیش می رفت ، اگه میذاشتن ، اگه آقایون فیلشون یاد هندستون نمی کرد ، اگه گول دور و بریاشونو نمی خوردن ، اگه بیانیه پشت بیانیه نمی دادن ، اگه مردمو سپر بلای خودشون نمی کردن ، اگه خون جوونای مملکتو نردبون خودشون نمی کردن، اگه ...
( فعلاً نمی تونم ادامه بدم ، باید برم کمی آروم تر بشم ، بعدبیام ... )
بله / می گفتم ... ، یک هفته ی خیلی سنگین گذشت تا اینکه 29 خرداد شد و آن نماز جمعه ی تاریخی .
آقا به ما گفت :
"رقابتها تمام شد. همهى كسانى كه به اين چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ انشاءاللَّه اجر الهى دارند. همهشان در درون جبههى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم كردهاند. خط انقلاب، چهل ميليون رأى دارد؛ نه بيست و چهار و نيم ميليون كه رأى به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأى دادند."
به آقایون هم گفت :
"من به همهى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعهى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنهى كمينكرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهرههايشان برميدارند و چهرهى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد."
با کمال بزرگواری و بخشش نسبت به اون یک هفته بهشون گفت :
"من از همهى اين دوستان، اين برادران، ميخواهم بنا را بر برادرى بگذاريد، بنا را بر تفاهم بگذاريد، قانون را رعايت كنيد. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از اين راه برويد. و اميدوارم خداى متعال توفيق بدهد كه همه از اين راه بروند. خب، همه پيشرفت كشور را ميخواهند. جشن پيروزى چهل ميليونى را اين برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن ميخواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد."
نمی دونم چی شده بود ؟! اما انگار کر شده بودن و کور ! شعار پشت شعار ، بیانیه پشت بیانیه ، تجمع پشت تجمع ...
روز قدس شد ، شعار نه غزه ، نه لبنان سردادن ...
13 آبان شد ، خیلی تبلیغ کردن و شعار ما "بی شماریم" دادن ، اما تعدادشون کمتر شده بود ...
16 آذر شد ، عکس امام رو آتش زدن ...
آیت الله منتظری فوت کرد ، وعده گذاشتن برای عاشورا ...
و عاشورا
نهایت پستی و رذالت خودشونو نشون دادن ، هتک کردن حرمت عاشورا رو ، بغض و کینه اصلی خودشون که به اصل اسلام بود رو نشون دادن .
دو روز بعد ...
نُه دی شد ، همه اومدن .
چه اونا که تازه فهمیده بودن و چه اونا که از همون اول دلشون خون بود. همه اومدن و نشون دادن که نُهِ ده چه فرقی دارد با ده ده یا هر روز دیگه .
"روزهاى سال، به طور طبيعى و به خودى خود همه مثل همند؛ اين انسانها هستند، اين ارادهها و مجاهدتهاست كه يك روزى را از ميان روزهاى ديگر برميكشد و آن را مشخص ميكند، متمايز ميكند، متفاوت ميكند و مثل يك پرچمى نگه ميدارد تا راهنماى ديگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى ديگر فرقى ندارد؛ اين حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز جان ميدهد، معنا ميدهد، او را تا عرش بالا ميبرد؛ اين مجاهدتهاى ياران حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز، اين خطورت و اهميت را ميبخشد. روز نوزدهم دى هم همين جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همين قبيل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ اين مردمند كه ناگهان با يك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكيل داد؛ يعنى برخاسته ى از بصيرت است، از دشمنشناسى است، از وقتشناسى است، از حضور در عرصهى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمايز ميكنند.
مطمئن باشيد كه روز نهم دىِ امسال هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزى شد. شايد به يك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - اين حركت مردم اهميت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام) را مىبيند. اين كارها كارهائى نيست كه با ارادهى امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسى - كه من بارها اين را نقل كردهام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهى را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذِ بابصيرت، آن مرد خدا."
همه آمده بودند ...
پی نوشت :
- ببخشید طولانی شد دوباره / نمی دونم چرا این جوری میشه این روزها
- صحبتای آقا توی 29 خرداد 88 را اینجا ببینین و صحبتاشون در مورد 9 دی هم اینجا بخونین
- پادکست فعلی عالیست / کاری است از برادر "ای داد" عزیز
- برای یک وبلاگ چه افتخاری بالاتر از این که سایت آقا لینکش کنه +
برچسبها: انتخابات, رأی گیری, فتنه, آقا, نه دی
+ نوشته
شده در  جمعه نهم دی 1390
ساعت 20:7  توسط رسا
|